پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۵۹

یار دست جور در جان می‌کند

زانکه کار جان به مرجان می‌کند

ناوک مژگان کافر مذهبش

رخنه در شمشیر ایمان می‌کند

حلقه‌ی زنجیر زلفش هرشبی

آفتابی را به زندان می‌کند

هر که او دامن به مهرش باز داد

خون خلقش بر گریبان می‌کند

کافری‌های دو زلفش هردمی

قصد جان صد مسلمان می‌کند

هر دو عالم برنمی‌گیرد به جنس

چون بهای بوسه ارزان می‌کند

نیم‌صبری بی‌لب و دندانش دل

از بن سی و دو دندان می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۱وصلش مرا قرین سعادت نمی‌کند
  2. شمارهٔ ۶۲از عشق تو بوی خون همی‌آید
  3. شمارهٔ ۶۳دل ز دست غمت به جان نجهد
  4. شمارهٔ ۶۴باز مرا عشق کهن تازه شد
  5. شمارهٔ ۶۵هر محتشمی پایه‌ی عشق تو ندارد
  6. شمارهٔ ۶۶تن بی‌غم تو جان نمی‌خواهد
  7. شمارهٔ ۶۷از لب یار شکر می‌باید
  8. شمارهٔ ۶۸که را هجرت به پرسش کمتر آید؟
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.