پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶

دهان تنگ آن دلبر نشان طبع من دارد

که در یک نقطه‌ی وهمی جهانی در وطن دارد

گهرها در شکم دارد لب یاقوت فام او

وز او سربسته هر نکته شکرها در شکن دارد

چنان خندد که پنداری صبا بر لؤلؤ شبنم

دهان لاله‌ی رعنا فرا روی چمن دارد

نهان چون چشمه خضرست هر کز وی کنف جوید

سر حسرت گرفته چون سکندر در کفن دارد

چو روح‌القدس معصوم است و از ما روی می‌پوشد

چو حور‌العین هم جان‌ست و یاقوتی به تن دارد

دمی کز وی صفت گوید چو احمد مهرلا جوید

لبی کز وی عصا جوید چو موسی داغ لن دارد

سخن های فراخ او که در عالم نمی‌گنجد

شگفت آید بدان تنگی که او جای سخن دارد

به مهمان خانه‌ی عصمت نمکدان ملائک را

کسی داند که گوش جان بدان شیرین دهن دارد

کجا رمزی در اندازد قتیلی چون حسین آرد

کجا زهری برافشاند شهیدی چون حسن دارد

خرد شارب همی خواند نشانی را که پنداری

سواد لاله بر عنوان درج یاسمن دارد

نشاط آهوان غمزه‌ی او خود عجب نبود

که گرد سبزه جان سبز از مشک ختن دارد

جهان را مژده می‌آرد به شعر آبدار من

بدین شادی دهانش چرخ پر در عدن دارد

همی گوید بحمدالله اثیر امروز در کیهان

طراوت نظم او دارد که بوی عشق من دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸لعل تو به نکته دُر چکاند
  2. شمارهٔ ۵۹یار دست جور در جان می‌کند
  3. شمارهٔ ۶۰جان نقش رخ تو بر بصر دارد
  4. شمارهٔ ۶۱وصلش مرا قرین سعادت نمی‌کند
  5. شمارهٔ ۶۲از عشق تو بوی خون همی‌آید
  6. شمارهٔ ۶۳دل ز دست غمت به جان نجهد
  7. شمارهٔ ۶۴باز مرا عشق کهن تازه شد
  8. شمارهٔ ۶۵هر محتشمی پایه‌ی عشق تو ندارد
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.