پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷

شام از طرب رخت سحر گردد

زهر، از مدد لبت شکر گردد

از عشق غلامی تو هر ماهی

سر تا به قدم همه کمر گردد

خورشید اگرچه داشت ناموسی

در دور تو کارهاش برگردد

چون دایره گرد نقطه‌ی لعلت

در می‌گردم اگر نه برگردد

دفعش بکنم چو زور و زر باشد

گر طبع تو گرد شور و شر گردد

از تنگدلی به دست حال من

ور مردمی‌ام از این بتر گردد

در عشق تو سیم خشک می‌باید

تا کار بدان چو زرّ تر گردد

منظور جهان اثیر در عشقت

شب هست که از در نظر گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹یار دست جور در جان می‌کند
  2. شمارهٔ ۶۰جان نقش رخ تو بر بصر دارد
  3. شمارهٔ ۶۱وصلش مرا قرین سعادت نمی‌کند
  4. شمارهٔ ۶۲از عشق تو بوی خون همی‌آید
  5. شمارهٔ ۶۳دل ز دست غمت به جان نجهد
  6. شمارهٔ ۶۴باز مرا عشق کهن تازه شد
  7. شمارهٔ ۶۵هر محتشمی پایه‌ی عشق تو ندارد
  8. شمارهٔ ۶۶تن بی‌غم تو جان نمی‌خواهد
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.