پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶

نه صفای تو در بصر گنجد

نه صفات تو در خبر گنجد

بر بساط قمارخانه حسن

تا رخش هست کی قمر گنجد

در جُلاب روان رنجوران

تا لبت هست کی شکر گنجد

هرکه شد مرغ چینه لب تو

مرغ جانش نه زیر پر گنجد

تنگنائی است وصل تو که دراو

نیست ممکن که عشق و سر گنجد

همه جرمی بکن که دریابد

همه نازی بکن که در گنجد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸روی تو، ممالک جهان ارزد
  2. شمارهٔ ۴۹چه بود ماه که با روی تو از کوه بر آید
  3. شمارهٔ ۵۰گر نقاب از دورخ براندازد
  4. شمارهٔ ۵۱نام تو، بهر زبان در افتاد
  5. شمارهٔ ۵۲حسن رویش دیده پرخون می‌کند
  6. شمارهٔ ۵۳از تو هر آنچه بر من درویش می‌رود
  7. شمارهٔ ۵۴جهان پیر باز از دست نیسان خرقه می‌پوشد
  8. شمارهٔ ۵۵با سرو قدت چمن بسوزد
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.