پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳

از تو هر آنچه بر من درویش می‌رود

راضی شدم چو بر همه، زین بیش می‌رود

منشین به جور در پس افلاک چون مه‌ات

بر سر گرفته غاشیه در پیش می‌رود

ای تشنه‌ی جمال تو چشمم، به یاد آر

که‌آبت همه به جوی بداندیش می‌رود

از تشنگیش در عجبم خاصه کین زمان

بر رخ دو جویم از جگر ریش می‌رود

در دولت غم تو به محنت غنی شدم

نیک است اینکه با من درویش می‌رود

کی کام خوش کنم به وصال تو، چون تو را

همراه نیم‌نوش دو صد نیش می‌رود

کیش تو چیست جور و کنون بر موافقت

دور فلک چو تیر بر آن کیش می‌رود

در کوی تو زمانه مرا گفت گوش دار

پایت به قصد خون سر خویش می‌رود

دل گفت: رو که دست نیالاید او به ما

مهتاب او به کشتن بَرخی‌اش می‌رود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵با سرو قدت چمن بسوزد
  2. شمارهٔ ۵۶دهان تنگ آن دلبر نشان طبع من دارد
  3. شمارهٔ ۵۷شام از طرب رخت سحر گردد
  4. شمارهٔ ۵۸لعل تو به نکته دُر چکاند
  5. شمارهٔ ۵۹یار دست جور در جان می‌کند
  6. شمارهٔ ۶۰جان نقش رخ تو بر بصر دارد
  7. شمارهٔ ۶۱وصلش مرا قرین سعادت نمی‌کند
  8. شمارهٔ ۶۲از عشق تو بوی خون همی‌آید
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.