پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸

روی تو، ممالک جهان ارزد

وصل تو، حیات جاودان ارزد

زان لعل که صد هزار دل دارد

یک بوسه بصد هزار جان ارزد

نام چو منی همی بری خه خه

این نام بدین لب و دهان ارزد

جان، بندگی تو را کمر در بست

انصاف بده که رایگان ارزد

چشم افکندم بدان گل عارض

تا خود به هزار بوستان ارزد

دل گفت اثیر اگر بصر داری

نیکو بنگر که بیش از آن ارزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰گر نقاب از دورخ براندازد
  2. شمارهٔ ۵۱نام تو، بهر زبان در افتاد
  3. شمارهٔ ۵۲حسن رویش دیده پرخون می‌کند
  4. شمارهٔ ۵۳از تو هر آنچه بر من درویش می‌رود
  5. شمارهٔ ۵۴جهان پیر باز از دست نیسان خرقه می‌پوشد
  6. شمارهٔ ۵۵با سرو قدت چمن بسوزد
  7. شمارهٔ ۵۶دهان تنگ آن دلبر نشان طبع من دارد
  8. شمارهٔ ۵۷شام از طرب رخت سحر گردد
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.