پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰

گر نقاب از دورخ براندازد

عالم از عافیت بپردازد

عرصه روزگار تنک آید

باره ی حسن اگر برون تازد

بفلک بر، زنور عارض او

ماه با آفتاب بگدازد

عقل بر گوشه بساط عدم

همه نقد وجود دربازد

بر زمین بر، زرشک قامت او

سرو همچون هلال بکرازد

گر غمش سر بجان فرود آرد

دل ز شادی کله براندازد

وصلش اخسیکتی امیدمدار

که وفا با جمال کم سازد

آنکه با روزگار ناز کند

چون توئی را چگونه بنوازد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲حسن رویش دیده پرخون می‌کند
  2. شمارهٔ ۵۳از تو هر آنچه بر من درویش می‌رود
  3. شمارهٔ ۵۴جهان پیر باز از دست نیسان خرقه می‌پوشد
  4. شمارهٔ ۵۵با سرو قدت چمن بسوزد
  5. شمارهٔ ۵۶دهان تنگ آن دلبر نشان طبع من دارد
  6. شمارهٔ ۵۷شام از طرب رخت سحر گردد
  7. شمارهٔ ۵۸لعل تو به نکته دُر چکاند
  8. شمارهٔ ۵۹یار دست جور در جان می‌کند
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.