پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴

روزی که جفاهای تو بر یاد من آید

دل نوش کند غصه و از خویشتن آید

چون صفّ بلا، راست کنی از سر تسلیم

مرد آن بود آری، که نه کمتر ززن آید

گر تیغ بیالاید عشقت بمن این فخر

حاشا که ز صد پیرهنم یک کفن آید

تا چند زبان گرد بدارم که لب توست

چیزی که ز ایام بدندان من آید

من گرد سر کوی تو از بهرتو گردم

بلبل ز پی گل بکنار چمن آید

بشکست دلم زان شکن زلف مبادا

کز چشم بدان برشکن او شکن آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶نه صفای تو در بصر گنجد
  2. شمارهٔ ۴۷آنرا که چنان سلسله ها بافته باشد
  3. شمارهٔ ۴۸روی تو، ممالک جهان ارزد
  4. شمارهٔ ۴۹چه بود ماه که با روی تو از کوه بر آید
  5. شمارهٔ ۵۰گر نقاب از دورخ براندازد
  6. شمارهٔ ۵۱نام تو، بهر زبان در افتاد
  7. شمارهٔ ۵۲حسن رویش دیده پرخون می‌کند
  8. شمارهٔ ۵۳از تو هر آنچه بر من درویش می‌رود
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.