پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰

خیمه در کوی یار خواهم زد

در آن غمگسار خواهم زد

با جنیبت گشان نوبت وصل

پای بر روزگار خواهم زد

اولین تازیانه ئی که زنم

بر سر انتظار خواهم زد

با رخ خویش و خط اولکدی

در خزان و بهار خواهم زد

باز بر بام عالم از نخوت

علمی آشکار خواهم زد

خاک در چشم باد خواهم ریخت

آب بر روی نار خواهم زد

پشت پای کمال در ره عشق

بر رخ فخر و عار خواهم زد

دو جهان را چو بشکنم با خود

همه در کارزار خواهم زد

هر اثر کز اثیر خواهد ماند

جز سخن بر کنار خواهم زد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲دل به عشق تو جانسپاری کرد
  2. شمارهٔ ۴۳وقت بیاید که دور غم به سر آید
  3. شمارهٔ ۴۴روزی که جفاهای تو بر یاد من آید
  4. شمارهٔ ۴۵رخ او دیده را بصر بخشد
  5. شمارهٔ ۴۶نه صفای تو در بصر گنجد
  6. شمارهٔ ۴۷آنرا که چنان سلسله ها بافته باشد
  7. شمارهٔ ۴۸روی تو، ممالک جهان ارزد
  8. شمارهٔ ۴۹چه بود ماه که با روی تو از کوه بر آید
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.