پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲

دل به عشق تو جانسپاری کرد

صبر هم نیز حق گذاری کرد

صبر و دل دست چون بهم دادند

هم. نیارست پایداری کرد

تاب در کار ما همی افتاد

هم برآمد چو بخت، یاری کرد

بخت ما را نخوانده پیش آمد

راستی را بزرگواری کرد

این منم لا الله الا الله

که مرا بخت خواستگاری کرد

ای دل اکنون بساط مجلس انس

یارم آن لفظ گفت یاری کرد

که رقیبی کران شد از پس کار

بخت فرخنده پیشکاری کرد

بر در او چو زر نداشت اثیر

زود بر آب چشم زاری کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴روزی که جفاهای تو بر یاد من آید
  2. شمارهٔ ۴۵رخ او دیده را بصر بخشد
  3. شمارهٔ ۴۶نه صفای تو در بصر گنجد
  4. شمارهٔ ۴۷آنرا که چنان سلسله ها بافته باشد
  5. شمارهٔ ۴۸روی تو، ممالک جهان ارزد
  6. شمارهٔ ۴۹چه بود ماه که با روی تو از کوه بر آید
  7. شمارهٔ ۵۰گر نقاب از دورخ براندازد
  8. شمارهٔ ۵۱نام تو، بهر زبان در افتاد
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.