پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷

بی غم عشق تو دل بکار نیاید

جان نبود آب و گل بکار نیاید

عقل برافشاند کیسه لیک ز تقصیر

در رخ تو جز خجل بکار نیاید

شمع دلت خوانم ای عزیزتر، از جان

نام تو شمع چگل بکار نیاید

سوی تو هر عشق نامه ئی که نوشتم

نقش جز از خون دل بکار نیاید

ناوک دلدوز برکشی که فلان را

گل شکر معتدل بکار نیاید

تا چو توئی بشکند مصاف ضعیفی

هیچ ایاز و قزل بکار نیاید

بیغم تو یک نفس که شاد بر آرم

گر کنی از من بحل بکارنیاید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹خوی تو باجور روزگار بسازد
  2. شمارهٔ ۴۰خیمه در کوی یار خواهم زد
  3. شمارهٔ ۴۱همچو بالای تو سروی به چمن می‌نرسد
  4. شمارهٔ ۴۲دل به عشق تو جانسپاری کرد
  5. شمارهٔ ۴۳وقت بیاید که دور غم به سر آید
  6. شمارهٔ ۴۴روزی که جفاهای تو بر یاد من آید
  7. شمارهٔ ۴۵رخ او دیده را بصر بخشد
  8. شمارهٔ ۴۶نه صفای تو در بصر گنجد
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.