پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶

هرکه در دامن تو آویزد

نه چنان افتد او که برخیزد

عشق تو صد هزار صف شکند

که یکی گرد برنیانگیزد

بالبت کش خدای توبه دهاد

هیچ گویم که باز نستیزد

طمع توبه، خود که یارد داشت

چو از او دیدنی همی ریزد

جان سرگشته رحبه می طلبد

تا ز جودت دو اسبه بگریزد

هرکه حال اثیر بنیوشد

از سر کوی تو، به پرهیزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸دوستی یکدل و دمساز نماند
  2. شمارهٔ ۳۹خوی تو باجور روزگار بسازد
  3. شمارهٔ ۴۰خیمه در کوی یار خواهم زد
  4. شمارهٔ ۴۱همچو بالای تو سروی به چمن می‌نرسد
  5. شمارهٔ ۴۲دل به عشق تو جانسپاری کرد
  6. شمارهٔ ۴۳وقت بیاید که دور غم به سر آید
  7. شمارهٔ ۴۴روزی که جفاهای تو بر یاد من آید
  8. شمارهٔ ۴۵رخ او دیده را بصر بخشد
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.