پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۳

کی از لعل تو جان من بیک دیدن بیاساید

بیا لب بر لب من نه که جان من بیاساید

ترا کاین گلشن خوبی بود از رخ چه کم گردد

گر از نظاره مسکینی ازین گلشن بیاساید

تو در آسایش عیشی مدام از خرمن خوبی

بهل تا خوشه چینی هم ازین خرمن بیاساید

چو بخت سبزت ایشمشاد قد داد این سرافرازی

سزد کز سایه ات خلقی به پیرامن بیاساید

کنون کز عاشقی کارم همه عمرست خون خوردن

عجب گر جان من یکدم ز خون خوردن بیاساید

جهان تیره را اهلی، که خواهد بی پریرویان

مگر دیوانه‌ای خواهد که در گلشن بیاساید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۵تا کلک قضا نقد وجود از عدم آورد
  2. شمارهٔ ۴۸۶چون میل دل خلق جهان سوی تو یابند
  3. شمارهٔ ۴۸۷گر بعد عمری یکنفس ما را نظر سویش بود
  4. شمارهٔ ۴۸۸بخاک مرده اگر برق عشق برگیرد
  5. شمارهٔ ۴۸۹نیاز من نخرد کس، که کس فقیر مباد
  6. شمارهٔ ۴۹۰هرکه چون باد از سر کوی تو بیرون می‌رود
  7. شمارهٔ ۴۹۱از صحبت ما درد کشان بازنخیزد
  8. شمارهٔ ۴۹۲خوشباس که روزی گل امید برآید
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.