پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۵

تا کلک قضا نقد وجود از عدم آورد

نقشی چو خط سبز تو کم در قلم آورد

ای تازه پسر یوسف مصری به حقیقت

یا مادر گیتی دو برادر به هم آورد

جانی به شهیدان ره کعبهٔ دل داد

بویی که نسیم سحر از آن حرم آورد

صبر از دل غمدیده چو کم گشت چه جویم

کان گمشده تا در دل من کشت غم آورد

مو بر تن من از رقم عشق تو زد تیغ

تیغ همه عالم به سرم این رقم آورد

بر سنگ مزارم بنویسید چو فرهاد

کاین بود که تاب این همه سنگ ستم آورد

مجنون جگر خسته بود در صف عشاق

اهلی که نواهای عرب در عجم آورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۷گر بعد عمری یکنفس ما را نظر سویش بود
  2. شمارهٔ ۴۸۸بخاک مرده اگر برق عشق برگیرد
  3. شمارهٔ ۴۸۹نیاز من نخرد کس، که کس فقیر مباد
  4. شمارهٔ ۴۹۰هرکه چون باد از سر کوی تو بیرون می‌رود
  5. شمارهٔ ۴۹۱از صحبت ما درد کشان بازنخیزد
  6. شمارهٔ ۴۹۲خوشباس که روزی گل امید برآید
  7. شمارهٔ ۴۹۳فراخ دستی گل داد عیش و مستی داد
  8. شمارهٔ ۴۹۴کی بود عاشق کسی کز سوختن غمگین بود
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.