پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۱

از صحبت ما درد کشان بازنخیزد

صد شیشه دل بشکند آواز نخیزد

بگذار که دل برکند از مهر تو عاشق

کاین مهر گیا گر بکنی باز نخیزد

در گلشن فردوس اگر سرو نشانند

خوشتر ز تو ای سرو سرافراز نخیزد

نردی است نظر بازی ما کز سر آن نرد

تا جان ندهد عاشق جان باز نخیزد

پروانه دل گر نبود میل هلاکش

پیش رخت ای شمع بپرواز نخیزد

زان خانه خراب است چنین اهلی بیدل

کز کوی تو ای خانه برانداز نخیزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۳فراخ دستی گل داد عیش و مستی داد
  2. شمارهٔ ۴۹۴کی بود عاشق کسی کز سوختن غمگین بود
  3. شمارهٔ ۴۹۵هرکه چون صورت چین دیده بروی تو گشاد
  4. شمارهٔ ۴۹۶آه گر می ز غمت عاشق غمناک نزد
  5. شمارهٔ ۴۹۷هرکس که چشم مست تو نظاره می‌کند
  6. شمارهٔ ۴۹۸گرفتم آنکه بشکل تو دیگری باشد
  7. شمارهٔ ۴۹۹عالم از سیل فنا گرچه خطرها دارد
  8. شمارهٔ ۵۰۰شوخی که خون من چو می ناب می‌خورد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.