پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۹

عالم از سیل فنا گرچه خطرها دارد

هرکه در عالم مستی است چه پروا دارد

غم عالم بهل ایخواجه غم خویش بخور

ز آنکه عالم چه غم از ننک و بد ما دارد

ساقی مهوش و یک شیشه می و گوشه امن

هرکه افزود بر اینها سر غوغا دارد

چون کس امروز نداند که سر آرد یا نه

ابله است آنکه چو زاهد غم فردا دارد

اهلی دلشده چونشمع بسی سوخته است

تاکنون در نظر اهل دلان جا دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۱روز ازل که جز رقم کفر و دین نبود
  2. شمارهٔ ۵۰۲چو دل بوصل نهم جور یار نگذارد
  3. شمارهٔ ۵۰۳چو گلت شکفت از می عرق از کناره سرزد
  4. شمارهٔ ۵۰۴ای همنفسان دست ز ما باز گذارید
  5. شمارهٔ ۵۰۵سگ آن طیب انفاسم که رشک مشک چین باشد
  6. شمارهٔ ۵۰۶دل شکسته ما گنجی از وفا دارد
  7. شمارهٔ ۵۰۷هر کدورت که نصیب من دلخسته شود
  8. شمارهٔ ۵۰۸داغ پنهان دلم هر دیده مشکل بنگرد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.