پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۷

هر کدورت که نصیب من دلخسته شود

چون بمیخانه روم پاک ز دل شسته شود

تا مرا در جگر آتش بود از شوق رخت

کی چو شمع از مژه ام اشک روان بسته شود

مگسل از من که بامید سر زلف تو دل

میبرد از رگ جان تا بتو پیوسته شود

آندم ایدیده ز خار مژه گل خواهی چید

که دوصد خار بن از خون تو گلدسته شود

کی بود ایمه بد خو که بشمشیر اجل

اهلی از بند غم هجر تو وارسته شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۹تا پری را چون تو خواندم دوری از مردم کند
  2. شمارهٔ ۵۱۰آن تقوی ام که از همه کس احتراز بود
  3. شمارهٔ ۵۱۱چه سود کوشش اگر دوست کام ما ندهد
  4. شمارهٔ ۵۱۲نه هر دل کز نوا دم زد قبول دلنواز افتد
  5. شمارهٔ ۵۱۳ز بسکه گرد رهت جان عاشقان دارد
  6. شمارهٔ ۵۱۴سر من اگر نشانی ز در کنشت دارد
  7. شمارهٔ ۵۱۵عاقبت داغ دل ما بدوا هم برسد
  8. شمارهٔ ۵۱۶دلم از شوق او مصحف چو بهر فال بگشاید
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.