پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱۳

ز بسکه گرد رهت جان عاشقان دارد

نسیم کوی تو پیوسته بوی جان دارد

دو نرگس تو ز مژگان بصد زبان در حرف

چرا چه غنچه لبت مهر بر دهان دارد

بسینه دل که طپید از خیال غمزه تو

کبوتری است که شاهین هم آشیان دارد

بکوی عشق زیان هرچه میشود سودست

کسی که سود طمع میکند زیان دارد

رخ چو ماه کند اقتضای بد مهری

گمان مبر که کسی ماه مهربان دارد

نعیم هردو جهان کوثر است و آب حیات

شهید عشق هم این دارد و هم آن دارد

بر آستان تو اهلی است سر بلند اما

اگر بعرش رسد سر بر آستان دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱۵عاقبت داغ دل ما بدوا هم برسد
  2. شمارهٔ ۵۱۶دلم از شوق او مصحف چو بهر فال بگشاید
  3. شمارهٔ ۵۱۷گرم چو شمع برد یار سر چه خواهد شد
  4. شمارهٔ ۵۱۸دل کارزوی وصل تو در سینه او بود
  5. شمارهٔ ۵۱۹محرومی ما جز گنه بخت نباشد
  6. شمارهٔ ۵۲۰گفتم ار عاشق شوم گاهی غمی خواهم کشید
  7. شمارهٔ ۵۲۱گفتم که جان قربان کنم آن مه چو مهمان در رسد
  8. شمارهٔ ۵۲۲کلک قضا که صورت ابروی او کشید
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.