پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۱

روز ازل که جز رقم کفر و دین نبود

مارا بغیر حرف وفا بر جبین نبود

تا بوده ام بتان بوده ام ولی

هرگز چنین نبودم و کس هم چنین نبود

خوارم کنون بنزد تو خوش آنزمان که من

اظهار عشق با توام ای نازنین نبود

ترک بتان کفایت عقل است و دین ولی

انگارم آنکه هرگزم این عقل و دین نبود

گرشد گدای حسن تو اهلی متاب روی

زانرو که هیچ خرمن بی خوشه چین نبود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۳چو گلت شکفت از می عرق از کناره سرزد
  2. شمارهٔ ۵۰۴ای همنفسان دست ز ما باز گذارید
  3. شمارهٔ ۵۰۵سگ آن طیب انفاسم که رشک مشک چین باشد
  4. شمارهٔ ۵۰۶دل شکسته ما گنجی از وفا دارد
  5. شمارهٔ ۵۰۷هر کدورت که نصیب من دلخسته شود
  6. شمارهٔ ۵۰۸داغ پنهان دلم هر دیده مشکل بنگرد
  7. شمارهٔ ۵۰۹تا پری را چون تو خواندم دوری از مردم کند
  8. شمارهٔ ۵۱۰آن تقوی ام که از همه کس احتراز بود
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.