پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۳

چو گلت شکفت از می عرق از کناره سرزد

ز مهت شفق برآمد ز شفق ستاره سرزد

به تفرج از سرکو چو برآمدی خرامان

مه نو به بام گردون ز پی نظاره سرزد

بنما چو ماه عیدم ز کنار بام ابرو

که کم از کنار بامی چو تو ماهپاره سرزد

ز سرشک چشم مجنون گل حسرت و ندامت

نه ز گل دمید تنها که ز سنگ خاره سرزد

به زمین فرو ز خجلت رود آفتاب گردون

مگر از کنار میدان مه من سواره سر زد

به کنایه گفت مستی، که یکیست با تو اهلی

سخن حقیقت آخر ز شرابخواره سرزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۵سگ آن طیب انفاسم که رشک مشک چین باشد
  2. شمارهٔ ۵۰۶دل شکسته ما گنجی از وفا دارد
  3. شمارهٔ ۵۰۷هر کدورت که نصیب من دلخسته شود
  4. شمارهٔ ۵۰۸داغ پنهان دلم هر دیده مشکل بنگرد
  5. شمارهٔ ۵۰۹تا پری را چون تو خواندم دوری از مردم کند
  6. شمارهٔ ۵۱۰آن تقوی ام که از همه کس احتراز بود
  7. شمارهٔ ۵۱۱چه سود کوشش اگر دوست کام ما ندهد
  8. شمارهٔ ۵۱۲نه هر دل کز نوا دم زد قبول دلنواز افتد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.