پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۸

گرفتم آنکه بشکل تو دیگری باشد

کجا بشیوه ناز تو دلبری باشد

تو گر کنی ز شهیدان خویش روزی یاد

قیامتی شود و روز محشری باشد

بدور سرو صنوبر خرامت ای دلبر

دلی کجاست مگر در صنوبری باشد

اگر تو در خم چوگان سرآوری چون گوی

چرا دریغ کند هر کرا سری باشد

تو جمله جوهر جانی و در خزاین روح

گمان مبر که دگر چون تو جوهری باشد

نظر بکعبه و مسجد دل از در تو نکرد

که هرزه گرد بود گر بهر دری باشد

کنون که اهلی ما راست بیوفایی کار

نه کار او بود این کار دیگری باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۰شوخی که خون من چو می ناب می‌خورد
  2. شمارهٔ ۵۰۱روز ازل که جز رقم کفر و دین نبود
  3. شمارهٔ ۵۰۲چو دل بوصل نهم جور یار نگذارد
  4. شمارهٔ ۵۰۳چو گلت شکفت از می عرق از کناره سرزد
  5. شمارهٔ ۵۰۴ای همنفسان دست ز ما باز گذارید
  6. شمارهٔ ۵۰۵سگ آن طیب انفاسم که رشک مشک چین باشد
  7. شمارهٔ ۵۰۶دل شکسته ما گنجی از وفا دارد
  8. شمارهٔ ۵۰۷هر کدورت که نصیب من دلخسته شود
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.