پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۶

آه گر می ز غمت عاشق غمناک نزد

که ز سوزش دگری جامه بتن چاک نزد

پر گرانجان مشو ایخواجه که روح الله هم

تا سبکروح نشد پای بر افلاک نزد

کشته صید گه عشق سرافراز نشد

تا سرش دست بر آن حلقه فتراک نزد

کس چراغی شب غم بر ره مجنون ننهاد

تا ز سوز دل خود شعله بخاشاک نزد

بی تو اهلی چو بسر خاک کند نیست عجب

عجب آنست که بر دیده چرا خاک نزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۸گرفتم آنکه بشکل تو دیگری باشد
  2. شمارهٔ ۴۹۹عالم از سیل فنا گرچه خطرها دارد
  3. شمارهٔ ۵۰۰شوخی که خون من چو می ناب می‌خورد
  4. شمارهٔ ۵۰۱روز ازل که جز رقم کفر و دین نبود
  5. شمارهٔ ۵۰۲چو دل بوصل نهم جور یار نگذارد
  6. شمارهٔ ۵۰۳چو گلت شکفت از می عرق از کناره سرزد
  7. شمارهٔ ۵۰۴ای همنفسان دست ز ما باز گذارید
  8. شمارهٔ ۵۰۵سگ آن طیب انفاسم که رشک مشک چین باشد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.