پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۵

هرکه چون صورت چین دیده بروی تو گشاد

چشم دیگر ز تماشای تو بر هم ننهاد

مگر آن لحظه رقیب تو زمن پوشد چشم

که رود خاک وجود من دلخسته بباد

آنچنان شادم از آنشب که بخوابت دیدم

که نمیآیدم از شادی آن خواب بیاد

یارب آن آهوی مشکین بیابان امید

کس چو مجنون تو گمگشته ببوی تو مباد

گر حریفان تو ساقی، بمی از دست شدند

اهلی دلشده ناخورده می از پای افتاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۷هرکس که چشم مست تو نظاره می‌کند
  2. شمارهٔ ۴۹۸گرفتم آنکه بشکل تو دیگری باشد
  3. شمارهٔ ۴۹۹عالم از سیل فنا گرچه خطرها دارد
  4. شمارهٔ ۵۰۰شوخی که خون من چو می ناب می‌خورد
  5. شمارهٔ ۵۰۱روز ازل که جز رقم کفر و دین نبود
  6. شمارهٔ ۵۰۲چو دل بوصل نهم جور یار نگذارد
  7. شمارهٔ ۵۰۳چو گلت شکفت از می عرق از کناره سرزد
  8. شمارهٔ ۵۰۴ای همنفسان دست ز ما باز گذارید
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.