پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۲

خوشباس که روزی گل امید برآید

روشن شود این ظلمت و خورشید برآید

بی نور نماند شب تاریک کس آخر

گر مه نبود صبر که ناهید برآید

دولت ز در میکده جو زانکه بجامی

درویش بصد حشمت جمشید برآید

گل یک دو سه روزیست بیا ساغر می گیر

سرمست گلی باش که جاوید برآید

از غیر مجو فیض محبت که محال است

وین میوه محال است که از بید برآید

یاران سخن راست همین است که گفتم

در باغ جهان هرچه بکارید برآید

نومید مشو اهلی از ایام که آخر

مقصود شود حاصل و امید برآید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۴کی بود عاشق کسی کز سوختن غمگین بود
  2. شمارهٔ ۴۹۵هرکه چون صورت چین دیده بروی تو گشاد
  3. شمارهٔ ۴۹۶آه گر می ز غمت عاشق غمناک نزد
  4. شمارهٔ ۴۹۷هرکس که چشم مست تو نظاره می‌کند
  5. شمارهٔ ۴۹۸گرفتم آنکه بشکل تو دیگری باشد
  6. شمارهٔ ۴۹۹عالم از سیل فنا گرچه خطرها دارد
  7. شمارهٔ ۵۰۰شوخی که خون من چو می ناب می‌خورد
  8. شمارهٔ ۵۰۱روز ازل که جز رقم کفر و دین نبود
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.