پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۱

هرگز غبار حسرت دور از دلم نشد

هرگز ز صد مراد یکی حاصلم نشد

گر خار پای گشتم و گر خاک ره شدم

آن شاخ گل بهیچ صفت مایلم نشد

گفتم که تحفه سگ او دل کنم ولی

آنهم قبول از دل نا مقبلم نشد

هرچند بخت تیره بتاریکی ام بسوخت

جز برق آه روشنی محفلم نشد

خار ستم که از غم او بود بر دلم

تا بر نرست گل ز گلم از دلم نشد

روی زمین بشست دو چشمم ز اشک شور

وین شوری غم از دل و آب و گلم نشد

آسان نگشت کوی تو منزل چو اهلی ام

تا سر نرفت کوی تو سر منزلم نشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۳کی از لعل تو جان من بیک دیدن بیاساید
  2. شمارهٔ ۴۸۴زان پری ما را دل دیوانه رسوا می‌کند
  3. شمارهٔ ۴۸۵تا کلک قضا نقد وجود از عدم آورد
  4. شمارهٔ ۴۸۶چون میل دل خلق جهان سوی تو یابند
  5. شمارهٔ ۴۸۷گر بعد عمری یکنفس ما را نظر سویش بود
  6. شمارهٔ ۴۸۸بخاک مرده اگر برق عشق برگیرد
  7. شمارهٔ ۴۸۹نیاز من نخرد کس، که کس فقیر مباد
  8. شمارهٔ ۴۹۰هرکه چون باد از سر کوی تو بیرون می‌رود
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.