پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۴

دور فلک که جام مرادم نمیدهد

هرگز چو خلق هم دل شادم نمیدهد

من با بتان وفا کنم ایشان جفا کنند

یارب چه شد که عدل تو دادم نمیدهد

پیوند مهر میکنم از بخت خود مدام

با دلبری که هیچ گشادم نمیدهد

میرم بیاد آن لب و وه کاین دل خراب

یک لحظه نگذرد که بیادم نمیدهد

اهلی چو صید یار شوی تشنه لب بمیر

کاین قاتل تو آب به آدم نمیدهد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۶چو دل به وصل دهم جوریار نگذارد
  2. شمارهٔ ۴۷۷وصل ما یکنفس از روی نکویی باشد
  3. شمارهٔ ۴۷۸هرکه سوی قبله مقصود رو می‌آورد
  4. شمارهٔ ۴۷۹ترک دین بهر تو چون عاشق مسکین ندهد
  5. شمارهٔ ۴۸۰نیست جان رفتن که نور از چشم روشن می‌رود
  6. شمارهٔ ۴۸۱هرگز غبار حسرت دور از دلم نشد
  7. شمارهٔ ۴۸۲چو شهسوار مرا رخ ز باده گلگون شد
  8. شمارهٔ ۴۸۳کی از لعل تو جان من بیک دیدن بیاساید
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.