پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۳

از گرد راه دل بامید تو شاد بود

کایی مگر سوار دریغا که باد بود

مردم چو قصد پرسش من کردی ای طبیب

قصد تو خود هلاک من نا مراد بود

نگشود از ابروی تو دلم گرچه زان کمان

چشم امید منتظر صد گشاد بود

ساقی من آن نیم که تو جامی مگر دهی

این جرعه شراب ز یاران زیاد بود

اهلی کجا و یاد وصال تو از کجا

این بس بود که در خیال تو آمد بیاد بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۵عرش و معراج نه در خورد من زار بود
  2. شمارهٔ ۴۷۶چو دل به وصل دهم جوریار نگذارد
  3. شمارهٔ ۴۷۷وصل ما یکنفس از روی نکویی باشد
  4. شمارهٔ ۴۷۸هرکه سوی قبله مقصود رو می‌آورد
  5. شمارهٔ ۴۷۹ترک دین بهر تو چون عاشق مسکین ندهد
  6. شمارهٔ ۴۸۰نیست جان رفتن که نور از چشم روشن می‌رود
  7. شمارهٔ ۴۸۱هرگز غبار حسرت دور از دلم نشد
  8. شمارهٔ ۴۸۲چو شهسوار مرا رخ ز باده گلگون شد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.