پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۲

خاری که راه در دل از آن جور پیشه کرد

از بسکه ماند در دلم آن خار ریشه کرد

سنگین دلی است صورت شیرین که کوهکن

بوسی تراش ازو نتواند به تیشه کرد

مردم پری به شیشه، گر از ساحری کنند

چشم خوش تو مردم ساحر بشیشه کرد

هرکس که مست آهوی چشم تو گشته است

مشنو که پنجه با سگ او شیر بیشه کرد

ورد فرشته بود چو اهلی طریق من

تعلیم غمزه تو مرا سحر پیشه کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۴دور فلک که جام مرادم نمیدهد
  2. شمارهٔ ۴۷۵عرش و معراج نه در خورد من زار بود
  3. شمارهٔ ۴۷۶چو دل به وصل دهم جوریار نگذارد
  4. شمارهٔ ۴۷۷وصل ما یکنفس از روی نکویی باشد
  5. شمارهٔ ۴۷۸هرکه سوی قبله مقصود رو می‌آورد
  6. شمارهٔ ۴۷۹ترک دین بهر تو چون عاشق مسکین ندهد
  7. شمارهٔ ۴۸۰نیست جان رفتن که نور از چشم روشن می‌رود
  8. شمارهٔ ۴۸۱هرگز غبار حسرت دور از دلم نشد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.