پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۹

ترک دین بهر تو چون عاشق مسکین ندهد

کفر باشد که برای تو کسی دین ندهد

رسم عادت بهل ایخواجه که افتاده عشق

ترک معشوق پی ملت و آیین ندهد

دست در دامن گل زن که خس و خار چمن

گر صدش آب دهی سنبل و نسرین ندهد

هم می کوثر و هم آب عنب جوی که دوست

نه کریمی است که گر آن ندهد این ندهد

تا نشویی دهن از سرکه ابرو ترشان

هرگزت ساقی ما شربت نوشن ندهد

طوطی ساده دل آموخت ز آیینه سخن

کس بمرغ چمنی عشق تو تلقین ندهد

قصه شوق بگو اهلی و اندیشه مکن

سخن راست کرا زهره؟ که تمکین ندهد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۱هرگز غبار حسرت دور از دلم نشد
  2. شمارهٔ ۴۸۲چو شهسوار مرا رخ ز باده گلگون شد
  3. شمارهٔ ۴۸۳کی از لعل تو جان من بیک دیدن بیاساید
  4. شمارهٔ ۴۸۴زان پری ما را دل دیوانه رسوا می‌کند
  5. شمارهٔ ۴۸۵تا کلک قضا نقد وجود از عدم آورد
  6. شمارهٔ ۴۸۶چون میل دل خلق جهان سوی تو یابند
  7. شمارهٔ ۴۸۷گر بعد عمری یکنفس ما را نظر سویش بود
  8. شمارهٔ ۴۸۸بخاک مرده اگر برق عشق برگیرد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.