پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۶

چو دل به وصل دهم جوریار نگذارد

چو یار رحم کند روزگار نگذارد

کنار من فلک از گریه زان کند جیحون

که آرزوی دلم در کنار نگذارد

تو غنچه لب چو شکفتی ز دست من رفتی

چو گل شکفت کس اورا بخار نگذارد

سموم هجر تو خواهد که تشنه لب میرم

مگر برحمت خود کردگار نگذارد

به بی قراری اهلی رقیب کرده قرار

ولی فلک همه بر یک قرار نگذارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۸هرکه سوی قبله مقصود رو می‌آورد
  2. شمارهٔ ۴۷۹ترک دین بهر تو چون عاشق مسکین ندهد
  3. شمارهٔ ۴۸۰نیست جان رفتن که نور از چشم روشن می‌رود
  4. شمارهٔ ۴۸۱هرگز غبار حسرت دور از دلم نشد
  5. شمارهٔ ۴۸۲چو شهسوار مرا رخ ز باده گلگون شد
  6. شمارهٔ ۴۸۳کی از لعل تو جان من بیک دیدن بیاساید
  7. شمارهٔ ۴۸۴زان پری ما را دل دیوانه رسوا می‌کند
  8. شمارهٔ ۴۸۵تا کلک قضا نقد وجود از عدم آورد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.