پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۷

وصل ما یکنفس از روی نکویی باشد

بلبل از صحبت گل مست ببویی باشد

زندگی چیست کناری و لبی بوسیدن

خاصه آنهم بکنار لب جویی باشد

دشمنم طالع خویش است که یارم سازد

هر کجا سنگدل عربده جویی باشد

با همه سازم و از خوی تو سوزم که چرا

بخلاف همه کس عادت و خویی باشد

گرچه اهلی بسخن بلبل سیرین نفس است

گرنه ذکر تو کند بیهده گویی باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۹ترک دین بهر تو چون عاشق مسکین ندهد
  2. شمارهٔ ۴۸۰نیست جان رفتن که نور از چشم روشن می‌رود
  3. شمارهٔ ۴۸۱هرگز غبار حسرت دور از دلم نشد
  4. شمارهٔ ۴۸۲چو شهسوار مرا رخ ز باده گلگون شد
  5. شمارهٔ ۴۸۳کی از لعل تو جان من بیک دیدن بیاساید
  6. شمارهٔ ۴۸۴زان پری ما را دل دیوانه رسوا می‌کند
  7. شمارهٔ ۴۸۵تا کلک قضا نقد وجود از عدم آورد
  8. شمارهٔ ۴۸۶چون میل دل خلق جهان سوی تو یابند
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.