پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۰

ساقی که یار ما بود اغیار را چه بحث؟

جایی که گل حریف شود خار را چه بحث؟

مشتاق دیدنت چکند چشمه حیات

با آب خضر تشنه دیدار را چه بحث؟

نتوان خیال روی تو دیدن مگر بخواب

در این خیال دیده بیدار را چه بحث؟

خضر و مسیح را ندهند از لب تو می

با این حدیث عاشق بیمار را چه بحث؟

اهلی کجا و گشت سر کوی او کجا

با طرف باغ مرغ گرفتار را چه بحث؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۲نصیب ما نشد از وصل یار جز غم هیچ
  2. شمارهٔ ۴۱۳معلم را بگو فریاد از آن شوخ
  3. شمارهٔ ۴۱۴دوش از دیرم ملک در حلقه او را برد
  4. شمارهٔ ۴۱۵مسکینی ما را نتوان شرح و بیان کرد
  5. شمارهٔ ۴۱۶آن آفتاب حسن سحر میل باده کرد
  6. شمارهٔ ۴۱۷وصل تو گر زمانه نصیب رقیب کرد
  7. شمارهٔ ۴۱۸ساقیا می ده که صبر و عشق مهجور از همند
  8. شمارهٔ ۴۱۹مستان تو گر باغ و بهاری طلبیدند
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.