پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۹

مستان تو گر باغ و بهاری طلبیدند

از درد سر خلق کناری طلبیدند

هرکس که درین بادیه کشته چو مجنون

هر پاره او در سر خاری طلبیدند

راه همه در معرکه عشق بتان نیست

کاین قوم ز صد خیل سواری طلبیدند

می باد گران خور که مرا پاس تو کارست

در کوی تو هرکس پی کاری طلبیدند

بی روی تو مشنو که بشمع مه و خورشید

از اهلی گمگشته غباری طلبیدند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۱خوبان که همچو شمع ز نور آفریده‌اند
  2. شمارهٔ ۴۲۲رسید یار و دلم بی قرار خواهد کرد
  3. شمارهٔ ۴۲۳از روزگار تیره دلم بر غبار چند؟
  4. شمارهٔ ۴۲۴سفید موی و سیه نامه از گنه تا چند؟
  5. شمارهٔ ۴۲۵خلق از سگت نه از بد دشمن فغان کنند
  6. شمارهٔ ۴۲۶خوبان همه محبوب دل و آفت جانند
  7. شمارهٔ ۴۲۷خرم دلی که ره بسر کار خویش برد
  8. شمارهٔ ۴۲۸چشم ز گریه خانه مردم پر آب کرد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.