پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۱

خوبان که همچو شمع ز نور آفریده‌اند

سر تا قدم چراغ دل و نور دیده‌اند

آن طرفه آهویان که به مجنون‌وَشان خوشند

این طرفه است کز من مجنون رمیده‌اند

در صید دل کبوتر مستند مهوشان

کز برج دل‌فریبی و شوخی پریده‌اند

چون من به خون خود نشوم غرقه از بتان

کز من به تیغ کم‌محلی دل بریده‌اند

آسوده نیستم دمی از سوختن چو شمع

گویی برای سوختنم آفریده‌اند

هرگز کجا بشریت کوثر شوند خوش

تلخی‌کشان که زهر جدایی چشیده‌اند

اهلی چو مرغ بسمل از آن می‌تپد به خاک

مردان چه جای خاک که در خون تپیده‌اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۳از روزگار تیره دلم بر غبار چند؟
  2. شمارهٔ ۴۲۴سفید موی و سیه نامه از گنه تا چند؟
  3. شمارهٔ ۴۲۵خلق از سگت نه از بد دشمن فغان کنند
  4. شمارهٔ ۴۲۶خوبان همه محبوب دل و آفت جانند
  5. شمارهٔ ۴۲۷خرم دلی که ره بسر کار خویش برد
  6. شمارهٔ ۴۲۸چشم ز گریه خانه مردم پر آب کرد
  7. شمارهٔ ۴۲۹چو خستگان ز درد دل گشاد می‌یابند
  8. شمارهٔ ۴۳۰سوز حدیث شمع زبان را خبر نکرد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.