پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۳

از روزگار تیره دلم بر غبار چند؟

روزم سیاه شد ستم روزگار چند؟

ای آفتاب، شام غم صبح عیش کن

دود چراغ و محنت شبهای تار چند؟

از خون دل کنار و برم لاله زار شد

خود در میان آتش و گل در کنار چند؟

وصلت بکام غیر و من از غیرتم هلاک

چون دست من بگل نرسد زخم خار چند؟

عمری بود که منتظر جان سپردنم

مردم ز انتظار اجل، انتظار چند؟

شد اهلی از جفای تو دیوانه عاقبت

عقل و شکیب تاکی و صبر و قرار چند؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۵خلق از سگت نه از بد دشمن فغان کنند
  2. شمارهٔ ۴۲۶خوبان همه محبوب دل و آفت جانند
  3. شمارهٔ ۴۲۷خرم دلی که ره بسر کار خویش برد
  4. شمارهٔ ۴۲۸چشم ز گریه خانه مردم پر آب کرد
  5. شمارهٔ ۴۲۹چو خستگان ز درد دل گشاد می‌یابند
  6. شمارهٔ ۴۳۰سوز حدیث شمع زبان را خبر نکرد
  7. شمارهٔ ۴۳۱لعلت بخنده هرچه دلم از تو خواست کرد
  8. شمارهٔ ۴۳۲شاهان اگر بصحبت رندان نظر کنند
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.