پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۷

خرم دلی که ره بسر کار خویش برد

گوی مراد تا بتوانست پیش برد

قارون چه کرد با همه گنج زری که داشت

نادان مشقت از همه یکباره بیش برد

از صد یکی بمشرب مقصود برد راه

وان ره که برد با همه آیین و کیش برد

آنکس حکیم بود که دانسته وا گذاشت

نوش جهان بمردم و خود زخم نیش برد

دشمن نبرد بار بمنزل به سروری

اهلی باین شکستگی و پای ریش برد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۹چو خستگان ز درد دل گشاد می‌یابند
  2. شمارهٔ ۴۳۰سوز حدیث شمع زبان را خبر نکرد
  3. شمارهٔ ۴۳۱لعلت بخنده هرچه دلم از تو خواست کرد
  4. شمارهٔ ۴۳۲شاهان اگر بصحبت رندان نظر کنند
  5. شمارهٔ ۴۳۳گاهم دو آهوی تو سگ خویش خوانده‌اند
  6. شمارهٔ ۴۳۴نامهٔ شوق ترا تا به کبوتر ندهند
  7. شمارهٔ ۴۳۵خوبان که نیش بر جگر ریش می‌زنند
  8. شمارهٔ ۴۳۶امروز دل از آینه جان نظرت کرد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.