پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۶

امروز دل از آینه جان نظرت کرد

عاشق نظر امروز بچشم دگرت کرد

می نوش که مهلت نبود در چمن عمر

کز آب حیاتی که بباید گذرت کرد

در میکده از جرعه کسی هیچ کمی نیست

سودای زیادت طلبی در بدرت کرد

افسانه واعظ خبر گمشدگان است

خاک ره او باش که از خود خبرت کرد

خوش باش اگرت یار جدا کرد سر از تن

شکر کرمش گوی که بی درد سرت کرد

اول بکشیدی ز قدم یار که سهل است

امروز مکن ناله که ره در جگرت کرد

اهلی،مس قلبی تو، ولی زر شوی از عشق

زان روی که اکسیر سعادت نظرت کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۸گر سگان تو انیس من محزون شده اند
  2. شمارهٔ ۴۳۹هرچند آهنین دل ما ناز بیش کرد
  3. شمارهٔ ۴۴۰هردل که جز خیال تو در وی مقام کرد
  4. شمارهٔ ۴۴۱تا جهان بوده است با نیکان بدان در کینه‌اند
  5. شمارهٔ ۴۴۲خورشید اوج عزت خوبان ماه رویند
  6. شمارهٔ ۴۴۳من اگر حسرت روی تو چنین خواهم برد
  7. شمارهٔ ۴۴۴یار شد مست و دل ما بفغان باز آورد
  8. شمارهٔ ۴۴۵گرچه در پای تو ای شمع بسی سوخته‌اند
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.