پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۲

خورشید اوج عزت خوبان ماه رویند

معراج خاکساران این بس که خاک کویند

خامان ز عشق یوسف لافند چون زلیخا

من عاشق خموشم مردان ز خود نگویند

از عاشقان گریزان ایگل مشو که ایشان

می بر لب و ننوشند گل بر کف و نبویند

روی تو ای پریوش گر نیست رهزن عقل

بس عاشقان مجنون دیوانه از چه رویند

لب تشنگان کز آن لب دارند در دل آتش

گر تشنه شان بسوزی آب از خضر نجویند

از سجده بتان شد اهلی رخ تو پرخون

باشد دو چشم گریان روی تو باز شویند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴۴یار شد مست و دل ما بفغان باز آورد
  2. شمارهٔ ۴۴۵گرچه در پای تو ای شمع بسی سوخته‌اند
  3. شمارهٔ ۴۴۶گر حسن و دلبری بتو مهپاره داده اند
  4. شمارهٔ ۴۴۷وصلش نماند و تلخی زهر فراق ماند
  5. شمارهٔ ۴۴۸در عرق شد چو رخش ز آتش می تابی خورد
  6. شمارهٔ ۴۴۹کار ما عشق است و مارا بهر آن آورده اند
  7. شمارهٔ ۴۵۰بجای آب حیاتم شکر لبی دادند
  8. شمارهٔ ۴۵۱جمعی که دل بهرزه پریشان نکرده اند
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.