پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۶

گر حسن و دلبری بتو مهپاره داده اند

چشمی بماهم از پی نظاره داده اند

آندم که خورده اند دو لعل تو خون ما

یک جرعه هم بنرگس خونخواره داده اند

ما کشته توایم و ترا از برای ما

این نخل قامت و گل رخساره داده اند

آن ساقیان که باده مقصود میدهند

خون دلی بعاشق بیچاره داده اند

اهلی هلاک نیستی و بی نشانی

کانجا نشانش از دل آواره داده اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴۸در عرق شد چو رخش ز آتش می تابی خورد
  2. شمارهٔ ۴۴۹کار ما عشق است و مارا بهر آن آورده اند
  3. شمارهٔ ۴۵۰بجای آب حیاتم شکر لبی دادند
  4. شمارهٔ ۴۵۱جمعی که دل بهرزه پریشان نکرده اند
  5. شمارهٔ ۴۵۲یاران چه شد که پرسش یاری نمیکند
  6. شمارهٔ ۴۵۳بسکه از گرم اختلاطی گلرخان آتش وشند
  7. شمارهٔ ۴۵۴گر قسمن ما شد ز ازل غم چه توان کرد؟
  8. شمارهٔ ۴۵۵خوبان دل گرم و نفس سرد چه دانند؟
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.