پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۳

بسکه از گرم اختلاطی گلرخان آتش وشند

عاشقان تا دیده اند این قوم را در آتشند

خسروان ملک خوبی را همه چیزی خوشست

اینقدر باشد که گاهی با فقیران ناخوشند

ایکه رشک آید ترا بر عیش مستان وصال

غافلی کاین دردمندان زهر هجران میچشند

سالها در کوره رندی چو زر بگداختم

حمل ناپاکی مکن بر ما که رندان بی غشند

پیش لطف ساقی ما صافی و دردی یکیست

اهلی از بی بختی ما عاشقان دردی کشند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۵خوبان دل گرم و نفس سرد چه دانند؟
  2. شمارهٔ ۴۵۶در چنگ غمت سخت اسیرم چه توان کرد؟
  3. شمارهٔ ۴۵۷هرکه مست تو نشد جام شرابش ندهند
  4. شمارهٔ ۴۵۸زاهد، مرا که بیدل و دین آفریده اند
  5. شمارهٔ ۴۵۹تو آفتابی و شوق تو ناتوانم کرد
  6. شمارهٔ ۴۶۰ایکه رخسارت ز روی لاله آب و رنگ برد
  7. شمارهٔ ۴۶۱قومی نشسته با تو و می نوش میکنند
  8. شمارهٔ ۴۶۲شدم هلاک و ز من جز دریغ و درد نماند
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.