پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۸

زاهد، مرا که بیدل و دین آفریده اند

عیبم چه میکنی که چنین آفریده اند

روی تو بود قبله گه آسمانیان

روزی که آسمان و زمین آفریده اند

آه این چه قسمتست که هر محنتی که هست

از بهر عاشقان حزین آفریده اند

هرگز زمهر چرخ ندیدیم غیر کین

مهر سپهر را پی کین آفریده اند

اهلی ز گفتگو نتواند خموش شد

چون بلبلش برای همین آفریده اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۰ایکه رخسارت ز روی لاله آب و رنگ برد
  2. شمارهٔ ۴۶۱قومی نشسته با تو و می نوش میکنند
  3. شمارهٔ ۴۶۲شدم هلاک و ز من جز دریغ و درد نماند
  4. شمارهٔ ۴۶۳خوبان بگلشن از نظر ما چه میروند؟
  5. شمارهٔ ۴۶۴مجنون شوم و وارهم از بوالهوسی چند
  6. شمارهٔ ۴۶۵کجا با آن طبیب جان حریفان حال من گویند
  7. شمارهٔ ۴۶۶قناعت از دو عالم میتوان کرد
  8. شمارهٔ ۴۶۷باز شمعم خانه روشن، کوری اغیار کرد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.