پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۴

مجنون شوم و وارهم از بوالهوسی چند

باشد که برآرم بفراغت نفسی چند

مردن به ازین زندگی تلخ که بینم

بر شکر عیسی نفسان خرمگسی چند

باشد که نسیمی وزد از جانب لیلی

تا از ره مجنون ببرد خار و خسی چند

هرگز دم وارستگی از کس نشنیدیم

مرغی دو سه دیدیم اسیر قفسی چند

اهلی ز حریفان جهان قطع نظر کن

آدم شو و بگریز ازین هیچکسی چند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۶قناعت از دو عالم میتوان کرد
  2. شمارهٔ ۴۶۷باز شمعم خانه روشن، کوری اغیار کرد
  3. شمارهٔ ۴۶۸فصل بهار و خلق بعشرت نشسته اند
  4. شمارهٔ ۴۶۹زلف یار از دست رفت و دل ازو دیوانه ماند
  5. شمارهٔ ۴۷۰مشنو که بی تو ناله زارم هوس نماند
  6. شمارهٔ ۴۷۱فلک بدور تو طفلی که در وجود آورد
  7. شمارهٔ ۴۷۲خاری که راه در دل از آن جور پیشه کرد
  8. شمارهٔ ۴۷۳از گرد راه دل بامید تو شاد بود
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.