پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۶

قناعت از دو عالم میتوان کرد

صبوری زان میان کم میتوان کرد

نخواهم بی لبت ملک سلیمان

سلیمانی به خاتم میتوان کرد

طبیب درد یاران چند باشی

نظر بر حال ماهم میتوان کرد

کجا این مردم آمیزی پری راست

پری را هرگز آدم میتوان کرد

گر آن عیسی نفس اهلی به غم کشت

علاج او بیک دم میتوان کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۸فصل بهار و خلق بعشرت نشسته اند
  2. شمارهٔ ۴۶۹زلف یار از دست رفت و دل ازو دیوانه ماند
  3. شمارهٔ ۴۷۰مشنو که بی تو ناله زارم هوس نماند
  4. شمارهٔ ۴۷۱فلک بدور تو طفلی که در وجود آورد
  5. شمارهٔ ۴۷۲خاری که راه در دل از آن جور پیشه کرد
  6. شمارهٔ ۴۷۳از گرد راه دل بامید تو شاد بود
  7. شمارهٔ ۴۷۴دور فلک که جام مرادم نمیدهد
  8. شمارهٔ ۴۷۵عرش و معراج نه در خورد من زار بود
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.