پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۹

زلف یار از دست رفت و دل ازو دیوانه ماند

مشک رفت از خانه اما بوی او در خانه ماند

خانه ناموس کندم از پی گنج مراد

آن نیامد عاقبت در دست و این ویرانه ماند

شمع چندان سر کشید از ناز کز برق فنا

خود نماند و داغ حسرت بر دل پروانه ماند

ساغر عشرت شکست و هر کسی راهی گرفت

عاشق افتاده دل در گوشه میخانه ماند

گرچه آن شوخ پریوش را نماند آن حسن و ناز

اهلی سرگشته باری از غمش دیوانه ماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۱فلک بدور تو طفلی که در وجود آورد
  2. شمارهٔ ۴۷۲خاری که راه در دل از آن جور پیشه کرد
  3. شمارهٔ ۴۷۳از گرد راه دل بامید تو شاد بود
  4. شمارهٔ ۴۷۴دور فلک که جام مرادم نمیدهد
  5. شمارهٔ ۴۷۵عرش و معراج نه در خورد من زار بود
  6. شمارهٔ ۴۷۶چو دل به وصل دهم جوریار نگذارد
  7. شمارهٔ ۴۷۷وصل ما یکنفس از روی نکویی باشد
  8. شمارهٔ ۴۷۸هرکه سوی قبله مقصود رو می‌آورد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.