پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۳

خوبان بگلشن از نظر ما چه میروند؟

چون خانه پرگل است بصحرا چه میروند؟

در حیرتم که با خط یا قوت لعل تو

گل عارضان بحسن خط از جا چه میروند؟

آن صوفیان که منکر سودا و مستی اند

خود در سماع و رقص بسودا چه میروند؟

نازک دلان که طاقت خاری نیاورند

در گلستان آن گل رعنا چه میروند؟

غیرت برم که درگه خونریز عاشقان

بیدرد مردمان بتماشا چه میروند؟

خوش میکندد غارت دین زلف و خمال او

کافر دلان نگر که بیغما چه میروند؟

اهلی بگو که با رخ همچون بهشت او

این قوم گمره از پی دنیا چه میروند؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۵کجا با آن طبیب جان حریفان حال من گویند
  2. شمارهٔ ۴۶۶قناعت از دو عالم میتوان کرد
  3. شمارهٔ ۴۶۷باز شمعم خانه روشن، کوری اغیار کرد
  4. شمارهٔ ۴۶۸فصل بهار و خلق بعشرت نشسته اند
  5. شمارهٔ ۴۶۹زلف یار از دست رفت و دل ازو دیوانه ماند
  6. شمارهٔ ۴۷۰مشنو که بی تو ناله زارم هوس نماند
  7. شمارهٔ ۴۷۱فلک بدور تو طفلی که در وجود آورد
  8. شمارهٔ ۴۷۲خاری که راه در دل از آن جور پیشه کرد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.