پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۱

قومی نشسته با تو و می نوش میکنند

قومی برون در سخنی گوش میکنند

من خود هلاک آنکه ز دورت نظر کنم

مردم خیال بوسه و آغوش میکنند

آه و فغان بر آرم از این سنگدل بتان

زین جورها که با من خاموش میکنند

من آن شهید غرقه بخونم که چون مگس

خیل فرشته بر سر من جوش میکنند

حاشا که در بتان نبود شیوه وفا

اهلی منال کز تو فراموش میکنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۳خوبان بگلشن از نظر ما چه میروند؟
  2. شمارهٔ ۴۶۴مجنون شوم و وارهم از بوالهوسی چند
  3. شمارهٔ ۴۶۵کجا با آن طبیب جان حریفان حال من گویند
  4. شمارهٔ ۴۶۶قناعت از دو عالم میتوان کرد
  5. شمارهٔ ۴۶۷باز شمعم خانه روشن، کوری اغیار کرد
  6. شمارهٔ ۴۶۸فصل بهار و خلق بعشرت نشسته اند
  7. شمارهٔ ۴۶۹زلف یار از دست رفت و دل ازو دیوانه ماند
  8. شمارهٔ ۴۷۰مشنو که بی تو ناله زارم هوس نماند
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.