پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۵

گرچه در پای تو ای شمع بسی سوخته‌اند

همه این سوختگی‌ها ز من آموخته‌اند

عاشقان از غم خال تو چو موران حریص

در درون خرمنی از تخم غم اندوخته‌اند

آتش آه من سوخته دل سهل مبین

که چراغ فلک از آه من افروخته‌اند

بنده مردم رندم که به بازار جهان

به دو عالم سرِ یک موی تو نفروخته‌اند

دیدهٔ دل بگشا اهلی و غافل منشین

که حسودان به شکست تو نظر دوخته‌اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴۷وصلش نماند و تلخی زهر فراق ماند
  2. شمارهٔ ۴۴۸در عرق شد چو رخش ز آتش می تابی خورد
  3. شمارهٔ ۴۴۹کار ما عشق است و مارا بهر آن آورده اند
  4. شمارهٔ ۴۵۰بجای آب حیاتم شکر لبی دادند
  5. شمارهٔ ۴۵۱جمعی که دل بهرزه پریشان نکرده اند
  6. شمارهٔ ۴۵۲یاران چه شد که پرسش یاری نمیکند
  7. شمارهٔ ۴۵۳بسکه از گرم اختلاطی گلرخان آتش وشند
  8. شمارهٔ ۴۵۴گر قسمن ما شد ز ازل غم چه توان کرد؟
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.