پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۰

بجای آب حیاتم شکر لبی دادند

حیات خضر بهر کس ز مشربی دادند

ز بت پرستی ام ای شیخ خود پرست مرنج

مرا چنانکه تویی نیز مذهبی دادند

هدایت است نه کسبی رموز عشق ارنه

هر آنکه هست دو روزش بمکتبی دادند

تو نیز عاشقی ای مدعی ولی فرق است

بسوختند مرا گر ترا تبی دادند

همان چراغ محبت که اهل دل را بود

بدست اهلی بد روز یک شبی دادند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۲یاران چه شد که پرسش یاری نمیکند
  2. شمارهٔ ۴۵۳بسکه از گرم اختلاطی گلرخان آتش وشند
  3. شمارهٔ ۴۵۴گر قسمن ما شد ز ازل غم چه توان کرد؟
  4. شمارهٔ ۴۵۵خوبان دل گرم و نفس سرد چه دانند؟
  5. شمارهٔ ۴۵۶در چنگ غمت سخت اسیرم چه توان کرد؟
  6. شمارهٔ ۴۵۷هرکه مست تو نشد جام شرابش ندهند
  7. شمارهٔ ۴۵۸زاهد، مرا که بیدل و دین آفریده اند
  8. شمارهٔ ۴۵۹تو آفتابی و شوق تو ناتوانم کرد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.