پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۱

جمعی که دل بهرزه پریشان نکرده اند

هرگز نظر بعالم ویران نکرده اند

هد هد چه عرض تاج دهد زانکه بلبلان

پروای تخت و تاج سلیمان نکرده اند

تا بوده اند اهل نظر زخم خورده اند

ما را درین معامله ترخان نکرده اند

آسان ترست عیش فقیر از غنی ولی

این مشکلی است بر همه آسان نکرده اند

آنان که عیب اهلی و زنار او کنند

گویا هنوز سر بگریبان نکرده اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۳بسکه از گرم اختلاطی گلرخان آتش وشند
  2. شمارهٔ ۴۵۴گر قسمن ما شد ز ازل غم چه توان کرد؟
  3. شمارهٔ ۴۵۵خوبان دل گرم و نفس سرد چه دانند؟
  4. شمارهٔ ۴۵۶در چنگ غمت سخت اسیرم چه توان کرد؟
  5. شمارهٔ ۴۵۷هرکه مست تو نشد جام شرابش ندهند
  6. شمارهٔ ۴۵۸زاهد، مرا که بیدل و دین آفریده اند
  7. شمارهٔ ۴۵۹تو آفتابی و شوق تو ناتوانم کرد
  8. شمارهٔ ۴۶۰ایکه رخسارت ز روی لاله آب و رنگ برد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.