پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۹

کار ما عشق است و مارا بهر آن آورده اند

هر کسی را بهر کاری در جهان آورده اند

اینهمه افسانه کز فرهاد و مجنون ساختند

شرح حال ماست یکی یک در بیان آورده اند

عاشقانرا عشق اگر چونشمع میسوزد رواست

تا چرا سوز نهان را بر زبان آورده اند

آندو لعل لب که جان بخشید چون آب حیات

در سخن صد همچو عیسی را بجان آورده اند

در طریق عاشقی اهلی ز کشتن چاره نیست

خوش بر آ، کامروز ما را در میان آورده اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۱جمعی که دل بهرزه پریشان نکرده اند
  2. شمارهٔ ۴۵۲یاران چه شد که پرسش یاری نمیکند
  3. شمارهٔ ۴۵۳بسکه از گرم اختلاطی گلرخان آتش وشند
  4. شمارهٔ ۴۵۴گر قسمن ما شد ز ازل غم چه توان کرد؟
  5. شمارهٔ ۴۵۵خوبان دل گرم و نفس سرد چه دانند؟
  6. شمارهٔ ۴۵۶در چنگ غمت سخت اسیرم چه توان کرد؟
  7. شمارهٔ ۴۵۷هرکه مست تو نشد جام شرابش ندهند
  8. شمارهٔ ۴۵۸زاهد، مرا که بیدل و دین آفریده اند
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.